ايكس بت
كانال بانك ورزش
املاك دلتا
تازه‌ترین
کد خبر: 451520 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۷/۵/۶ - 00:10
پسر باد، زاده آفتاب
به مناسبت 41 سالگی مهدی مهدوی‌کیا؛ کاش شمع تولد، آدم را پیر نمی‌کرد!

پسر باد، زاده آفتاب

بانک ورزش- رسول بهروش

با هر متر و معياري، مهدي مهدوي‌كيا يكي از آن آدم‌هايي است كه وقتي در موردشان حرف مي‌زنيم بايد قيام كنيم و كلاه از سر برداريم. پسر باد، كارش را در پرسپوليس چنان طوفاني آغاز كرد كه همه را انگشت به دهان گذاشت؛ آنقدر كه فرشاد پيوس افسانه‌اي روز خداحافظي‌اش از فوتبال هيچ‌كس را لايق‌تر از او نديد و جلوي صد هزار جفت چشم، پيراهنش را بر تن اين پسر 20ساله پوشاند. از اينجا به بعد درخشش مبهوت‌كننده كيا شروع شد. يك ساعت بعد از بذل شاهانه فرشاد، مهدوي‌كيا با همان پيراهن به استقلال گل زد و با همان فرمان خودش را به بوندس‌ليگا رساند؛ اول بوخوم و بعد هم هامبورگ آلمان. الان فوتبال ايران با اين همه اهن و تلپ و زرق و برق و فن‌پيج و كوفت و زهرمار حتي يك لژيونر «پخش مستقيم» هم ندارد و ملت ناچارند تك و توك گل‌هاي نیمچه فوتبالیست‌های صادراتي را با سرعت حلزوني از اينترنت ببينند. آن سال‌ها اما داستان فرق مي‌كرد. آن زمان ال.سي.دي نبود، اما در همان جعبه‌هاي محقر رنگي مي‌شد هفته‌اي يك بار شاهكار بچه‌هاي ايراني را در ليگ آلمان ديد؛ آنهايي كه بي‌گمان گل سرسبدشان مهدي مهدوي‌كيا بود، سلطان پاس گل بوندس‌ليگا و يكي از 11بازيكن برتر قرن هامبورگ. بي‌خيال، اين حرف‌ها از دهان فوتبال امروز گنده‌تر است. متواضع‌ترين بازيكن اين فوتبال، آن روزها زير پوست ملتش غرور تزريق مي‌كرد. به عنوان يك ايراني نمي‌دانستي از كدام‌يك از اين قاب‌ها بايد خرسندتر باشي؛ از آن مكث هوشمندانه مهدي براي گریز از آفسايد، فرار تاريخي‌اش به سمت دروازه آمريكا و توپي كه توي قفس توري كيسي كلر جا داد يا از لحظه‌اي كه روي پراگر، مهاجم آلماني هامبورگ بعد از دريافت يكي از آن پاس گل‌هاي رويايي جلوي كيا زانو زد و پاي او را بوسيد. دو هزار سال پيش شاپور يكم در جنگ ادسا، والرين پادشاه روم را به اسارت گرفت و دستور داد در یادبود آن حماسه، تصوير زانو زدن والرین پيش پاي پادشاه ايران را روي سنگ‌هاي نقش رستم بتراشند. كيا اما بدون خون و خونريزي یک ژرمن را روی خاک کشورش به زانو درآورد و آن قاب جاويدان را خلق كرد. اين جادوي فوتبال است؛ جادوي جواهري مثل مهدوي‌كيا.

************

بی‌گمان ظلم بزرگی است که موقع نوشتن از مهدوی‌کیا، فقط مهارت فنی او را به یاد بیاوری. بالاتر از آن فرارهای اعجاب‌برانگیز و سانترهایی که بین دو ابروی مهاجمان فرود می‌آمد، مهدی «آدم» خوبی است. امثال مهدوي‌كيا در اين مملكت خيلي كم پيدا مي‌شوند. دور و برتان را نگاه كنيد؛ جامعه ما پر شده از آدم‌هاي متوسط هميشه طلبكار، مردمان افاده‌اي با دماغ‌هاي سربالا كه هيچ آورده خاصي براي كشورشان ندارند، اما از زمين و زمان متوقع‌اند. همه شبانه‌روزمان را به جان دولت غر زده‌ايم كه چرا چنين و چنان نمي‌كند، اما هيچ‌كدام‌مان محض رضاي خدا يك بار هم به كم و كاستي‌هاي خودمان نگاه نكرده‌ايم. ما شهروندان غیراستاندارد جهان سومي هستيم كه كل عمرمان را در حسرت يك دولت استاندارد جهان اولي سوخته‌ايم و هرگز هم نفهميده‌ايم كه چنين پيوندي غيرممكن است. اين لابه‌لا اما نوادري مثل آقا مهدي هم پيدا مي‌شوند كه خاك و سرشت‌شان كلا فرق دارد؛ يكي كه نه‌تنها خدمت كرده، بلكه بر خلاف اغلب مردم ايران فكر نمي‌كند خدمت، توجيه خيانت است و چون ديروز چهار تا كار خوب از او سر زده، پس امروز حق دارد هر اشتباهي كه دلش خواست انجام بدهد. مهدي مهدوي‌كيا يك روز جوان اول پرسپوليس شد، در ليگ درخشيد و در داربي تركاند. همان روزها ترانسفرش كردند به آلمان. قرارداد كيا طوري بود كه تا سال‌ها بعد از رفتنش پول به حساب پرسپوليس مي‌آمد؛ مبالغ هنگفتي كه هيچ‌وقت هم درست و حسابي سرنوشت‌شان معلوم نشد. پس هر جوري كه نگاه كنيم، مهدي براي پرسپوليس سرشار از سود و بركت بود. 13سال بعد اما وقتي او به پرسپوليس برگشت، هيچ طلبي بابت آن گذشته طلايي نداشت. او در قامت يك سردار رفت و در لباس يك سرباز برگشت؛ بي‌ادعا، سربه‌زير و گوش به فرمان. هر وقت خواستند بازي كرد و هر وقت نخواستند روي نيمكت و سكو نشست. در اين فوتبال كه بازيكن درجه چهار هم به تعويضش عارض مي‌شود و رو ترش مي‌كند، يحيي گل‌محمدي پنج دقيقه پنج دقيقه به مهدوي‌كيا بازي مي‌داد، اما امپراطور ادب لام تا كام حرف نمي‌زد. وقتی اين همه نامهرباني دلش را شكست و در آن شب عجيب برنامه نود چشمه اشكش را خروشاند، همه ايران گفتند كار تمام شده و ديگر خط مهدي از پرسپوليس جداست. او اما نجيبانه كنار تيمش ایستاد و به همه نشان داد جور دیگری هم می‌شود به زندگی نگاه کرد. پرسپوليس ليگ را از دست داده بود و گل‌محمدي حتي در همان شرايط هم به كيا بازي نمي‌داد. همه فقط منتظر نيمه‌نهايي و فينال جام حذفي بودند كه مهدي بازي كند، كفش‌هايش را بياويزد و از اين همه جفا و محنت خلاص شود. آن روزها اما بخت به او پشت كرده بود. دو شب قبل از نيمه‌نهايي، وقتي پرسپوليسي‌ها ساك مي‌بستند كه به سمت رشت بروند و با داماش بازي كنند، مادر مهدي از دنيا رفت. كيا در همان نود تاريخي در مورد فرشته خانه‌اش گفته بود: «يك روز دشمن خانوادگي ما به منزل آمد و مادرم بي‌نهايت مهربانانه از او پذيرايي كرد. تعجب كردم و پرسيدم چرا؟ گفت چون او اينجا ميهمان ماست و ميهمان حرمت دارد.» در آن روزهاي جهنمي، مهدي چنين جواهري را تحويل خاك داد. 48ساعت بعد اما وقتي پرسپوليسي‌ها در سخت‌ترين بازي فصل، در محاصره هزاران هوادار تيفوسي داماش داشتند خودشان را گرم مي‌كردند كه بازي را شروع كنند، آقا مهدي با ته‌ريش و پيراهن سياه از پله‌هاي راهرو بالا آمد و به آنها پيوست. ستاره داغدار مادر، فقط آمده بود كه به تيمش روحيه بدهد، به تيم يحيي، همان يحيايي كه اگر مادر مهدي زنده بود، لبخد مي‌زد و به او چاي تعارف مي‌كرد. آن روز وقتي 20هزار رشتي معرفت مهدي را ديدند، از جا كنده شدند و تا چند دقيقه ايستاده به افتخارش كف زدند. اينها را همه ما بايد بخوانیم. اينها را به‌خصوص آن چهارتا بچه ژيگول بايد بخوانند كه وقتي واليبال ايران رشد كرد و اسمش سر زبان‌ها افتاد، جوگير شدند و به بهانه‌هاي آبكي رژه المپيك پشت پرچم ملي كشورشان را تحريم كردند. هرچند كه روي اين خاك، بدبختانه آنها در اكثريت‌اند و امثال مهدوي‌كيا در اقليت محض. صداي ما را از قلب تيره شبي مي‌شنويد كه دلش به همين چند تا فانوس خوش است.

************

ورزش ایران آفتابه و لگن زیاد دارد. تا دل‌تان بخواهد عنوان و لقب به این و آن می‌بخشند و از چوب، بت می‌تراشند. شاید خیلی از این جماعت جذابیت‌هایی هم داشته باشند و بعضا در مجموع آدم‌های خوبی هم باشند، اما آخر آخرش، هر کدام اشکالاتی دارند که مخاطب را برای پذیرفتن‌شان بلاتکلیف می‌کند؛ یکی زیادی منفعت‌طلب و متکبر است و یکی مرز بین آزادگی و شورش بی‌دلیل را نمی‌فهمد. یکی که فولاد سرد را رام کرده، شش‌دانگ وجودش را به اصحاب قدرت فروخته و آن یکی که زیر دو خم کل دنیا را گرفته، با کمال میل در خاک شورای شهر نشسته و مایه فیتیله‌اش را دست صاحبان زر و زور داده. وسط این هیاهو اما، یکی هم مثل مهدی مهدوی‌کیا پیدا می‌شود که سرش به کار خودش گرم است. در حالی که بازیکنان تازه بازنشسته با یک‌دهم اعتبار او کت و شلوار پوشیده‌اند و تیم‌های لیگ برتری را از لب خط کوچ می‌کنند، مهدی در این سال‌ها همه پیشنهادها را رد کرده تا یک مشت بچه بااستعداد را به خرج خودش از سراسر کشور جمع کند و در آکادمی آموزش بدهد. خودش می‌گوید اگر یکی از این بچه‌ها هم گل کرد و 10 سال بعد ستون تیم ملی شد، «آکادمی کیا» ماموریتش را تمام و کمال انجام داده. کاش اما هر کدام از این بچه‌ها فقط یک سر سوزن از مرام معلم‌شان را به ارث ببرند تا دنیای فردا، دنیای بهتری باشد. شبی که کیا در تلویزیون اشک ریخت، آخر حرف‌هایش رو به دوربین زنده گفت: «اگر جایی از زندگی‌ام اشتباه کرده‌ام، از همه عذر می‌خواهم. البته مردم می‌دانند که من همیشه کنار آنها ایستاده‌ام. حالا لازم نیست بگویم کی و کجا.» بگذار ما هم کی و کجایش را ننویسیم، چون آن روز سبز، هنوز آنقدر کهنه نشده که مردم یادشان رفته باشد. زنده باد پسر باد!

دنیای تصویر

كانال بانك ورزش

دیدگاه‌های دیگران

ا
اصغر دالوند |
مخالف 3 - 38 موافق
بی نهایت زیبا ممنونم ؛آن روز سبز هنوز آنقدر کهنه نشده اس ؛فوق العاده ای استاد
س
سید سبحان |
مخالف 3 - 33 موافق
بسیار عالی و تلخ. احترام و ارادت ویژه ای که طرفداران سرخابی به مهدوی کیا، حجازی و علی کریمی دارند محصول همین رفتار مملو از صداقت و مردم داری ان هاست. ممنون و خدا قوت اقای بهروش عزیز
ر
رسول |
مخالف 3 - 28 موافق
احسنت و درود به نویسنده این داستان
|
مخالف 3 - 30 موافق
این متن بسیار زیبا بود سپاس از نویسنده محترم، مهدوی کیا عزیز امیدوارم که همیشه موفق باشی
گ
گودرز(تاج کبیر_تیم اول ایران) |
مخالف 0 - 24 موافق
مهدوی کیا اسطوره ی بی بدیل اخلاق فوتبال ایرانه .ف دال عزیز هم که میگی من بچه رباط و آدران و...هم باید توضیحاتی بهت بدم..من گودرز ۳۶ ساله از بوشهر دارای ۲ فرزندو معلم دوره راهنمایی هستم.شاید یکی داره جای من کامنت میده و تورو گمراه کرده چون اصلا نمیدونم رباط و آدران کجاست
پ
پرويز |
مخالف 1 - 22 موافق
عالي بود آقاي بهروش
ت
تراختورباستانی |
مخالف 3 - 13 موافق
امسال سال تراختوره .بابازی زیبا امروز نشون دادیم مدعی هستیم .در مورد مهدوی کیا هم به یک جمله اکتفا میکنم:اسطوره اخلاق
ل
لنگ سوخته |
مخالف 0 - 17 موافق
عالی طبق معمول؛مهدوی کیا بسیار بازیکن خوبی بود
ب
بابک |
مخالف 0 - 18 موافق
عالی بود آفرین
ج
جواد |
مخالف 12 - 8 موافق
مطالب راجع به مهدوی کیا تماما درست بود و باید به احترام این عزیز ایستاد ... اما جناب بهروش طبق معمول و عادت همیشگی قلمش .......... متن خیلی جذابی بود ولی خوب این وسط مجیز دولت و گفتی شیطون ...... وسط یه متن تحلیلی احساسی از یه اسطوره قلم چرخوندی و از جناح سیاسی خودت دفاع کردی....................
چ
چرا نگه ؟
مخالف 14 - 6 موافق
وقتی دولت این همه هواتون رو داره مگه غیر از مجیز هم باید گفت ؟ الکی به پای بهروش نپیچ خوب میدونه داره چی میگه !
ح
حجتی |
مخالف 11 - 7 موافق
پریروز برانکو غر نمی زند دیروز سید جلال چهل سالگی پیش فروش وام مسکن امروز پشت قلعه مهدوی کیا یعنی فردا نوبت کدوم پرسپولیسیه که بهروش بیارتش روی داریه؟؟؟#لامصب ادمین کانال هواداری پرسپولیس از دست به روش استعفاشو تقدیم مقامات کرد میگن یه مدتیه رفته زیر میز هر پنج دقیقه یک بار جیغ می زنه!!! :-) :-) :-) :-)
م
محمد |
مخالف 2 - 6 موافق
درود بر شما و درود بروجدان بيدارتان بسيار زيبا مثل هم مقالات تان، اميد براى زدودن اثار ناپاكى ها در ورزش نيمه جان ايران
ه
هرمز |
مخالف 1 - 6 موافق
متن زبان گویای ما بود در مورد مهدوی کیا عزیز فوتبالیست بزرگ و بی همتا ممنون استاد بهروش عالی بود 🌹
ف
فرهاد |
مخالف 0 - 7 موافق
ما شهروندان غیراستاندارد جهان سومي هستيم كه كل عمرمان را در حسرت يك دولت استاندارد جهان اولي سوخته‌ايم و هرگز هم نفهميده‌ايم كه چنين پيوندي غيرممكن است. ******* غیر ممکن، غیر ممکن است. ملت ایران شایستۀ بهترینهاست. غیر از این چند سطر بقیه نوشته، عالی بود.
ا
اسپانسر شورت |
مخالف 2 - 6 موافق
مهدوی کیا:وقتی وارد میدان(دربی ۷۴) شدم پرسپولیس ۲ بر صفر عقب بود و آقای مظلومی کنار زمین در حال رقصیدن بود!! بسیار خشمگین شدم چون چنین کاری در شأن یک پیشکسوت نیست.با تمام توان بازی کردیم و در ۱۰ دقیقه برنده شدیم...داداش مهدی چیزی که از تو در خاطر ما حک شد تصویر حماسی تو با مشت گره کرده‌ات در برابر چشمان خون گرفته محمود احمدی‌نژاد و نوکرانش فتل و مظلومی بود!

ارسال دیدگاه شما

بانك ورزش خشکشویی آنلاین بخار بچه هاي آسمان تن زيپ كمپو ظریف بار