املاك دلتا
تازه‌ترین
کد خبر: 623807 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۸/۹/۲۳ - 01:05
بازخوانی یک مصاحبه عجیب از فتح‌اله‌زاده، به بهانه حضورش در تلویزیون!

بازخوانی یک مصاحبه عجیب از فتح‌اله‌زاده، به بهانه حضورش در تلویزیون!

بانک ورزش - مدیرعامل سابق استقلال درباره مدارک تحصیلی‌اش، کتاب‌هایی که مدعی است خودش نوشته و شیوه مدیریتی که اعتراف می‌کند چیزی به فوتبال ایران اضافه نکرده است، سخن گفت.

 
به گزارش بانک ورزش، تماشاگران امروز نوشت: منطقه ارمنی‌نشین لارستان. اتاقی بزرگ در طبقه چهارم ساختمانی چهار طبقه. اینجا دفتر علی فتح‌الله‌زاده است. به غایت شیک و آراسته. دیوارهای دو‌ طرف اتاق با نشان‌های یادگاری از تیم‌های مختلف تزئین شده. نشان‌های یادبود، پرچم، ماکت‌های زیبا از جت‌های جنگی و هواپیماهای مسافربری. نشان معروف شوالیه هم هست. همچنان سعی می‌کند موجه جلوه‌اش بدهد. می‌گوید الکی شلوغش کردند و می‌ارزد به پولی که خرجش کرده. نعل اسب؟ می‌گوید نعل اسب دوست دارد. پنج شش‌ تایش را وسط آن همه خرت‌ و‌ پرت جا داده. عکس معروفی که در روزگار جوانی با مرحوم شهریار گرفته، به دیوار قاب شده. قاب عکس کوچک‌تری هم هست که او را با لباس ورزشی نشان می‌دهد، در حالی که توپ را با پشت پا بالا انداخته. همین چند سال پیش گرفته شده. می‌گویند از این دست عکس‌ها دوست دارد و به عکاسی که بگیردش، شیرینی می‌دهد. اینجا دفتر فتح‌الله‌زاده است یا به تعبیر روزنامه استقلال جوان، دکتر علی فتح‌الله‌زاده.

از وینستون چرچیل (1965-1874)، نخست‌وزیر سرشناس انگلیس که در مرز 90 سالگی همچنان سر حال بود، راز سرزنده بودنش را پرسیدند. پاسخش این بود: «ورزش! من در زندگی‌ام هیچ‌گاه ورزش نکردم!»

شفافیت! راز موفقیت علی فتح‌الله‌زاده هم می‌تواند همین باشد. سخت می‌توانی از کارهایش سر در بیاوری؛ از ادعاهایی که می‌کند و آمار و ارقامی که می‌دهد. مدیرعامل باشگاه استقلال سال‌ها با همین روش مدیریت کرده. ادعاهایی که خدا می‌داند چقدر مستند است، استناد به سندهایی که اعتبار برخی از آنها، محل سوال است.

می‌گوید دکتر است، دکترای روزنامه‌نگاری دارد از دانشگاه بس‌فورد یا آنطور که خودش می‌گوید بت‌فورد - شاید هم بالعکس - ولی وقتی از او بدیهی‌ترین پرسش‌های روزنامه‌نگاری را می‌پرسیم، سعی می‌کند با خنده از جواب‌ دادن طفره برود. می‌گوید کتاب اقتصادی نوشته اما مکاتب اقتصادی را نمی‌شناسد. «بیماری هلندی»‌ هم به گوشش آشنا نیست، مثل «ضریب جینی».

اینکه مدیرعامل یک باشگاه ورزشی، بیماری هلندی را نشناسد یا ضریب جینی به گوشش نخورده باشد، ایراد نیست. شاید این هم که مدیرمسئول و صاحب‌امتیاز یک روزنامه باشی و «ارزش‌های خبری» را ندانی، جای گیر نداشته باشد. ماجرا این چیزها نیست. ماجرا آن دکتراها و کتاب‌ها و نشان شوالیه است. ماجرا صداقتی است که سخت می‌شود پیدایش کرد و اعتمادی که از بین رفته است.

اینها‌ را که می‌بینی، آن‌وقت دیگر نمی‌توانی به راحتی بپذیری که باشگاه استقلال فقط برای یک سال 21 میلیون و 600 هزار تومان پول آژانس داده باشد. نمی‌توانی به راحتی باور کنی که در یک سال گذشته باشگاه یک‌ میلیارد تومان کمک مردمی گرفته، دقیقا یک‌ میلیارد تومان؟ چرا یک‌ میلیارد و صد‌ میلیون نه؟ یا 900 میلیون تومان؟

اینها را که می‌بینی دیگر چه اهمیتی دارد پای آن صورت‌های مالی را چه کسی امضا کرده؟ مدیر مالی؟ معاون باشگاه؟ یا فلان شرکت حسابرسی؟ واقعا چه اهمیتی دارد؟ اسم و عنوان کدامشان از مدیرعامل باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال معتبرتر است؟

سال‌ها بود دنبال فرصتی بودیم تا از (دکتر) علی فتح‌الله‌زاده، درباره دکترایش بپرسیم. درباره آن 9 جلد کتابی که اسمش به عنوان مولف (در یک مورد مترجم) پای آنها خورده. در مورد خیلی از آنها تردید داشتیم. حالا دیگر تردیدی نداریم!

* از همین روزهای بعد از مدیریتتان بپرسیم. ما که فکر می‌کنیم خودتان خیلی دوست داشتید در تیم بمانید. همین یک ماه گذشته از جلدهای روزنامه‌تان می‌شد حدس زد دوست ندارید بروید. بار قبل، زمان آقای عباسی و آن سفرتان به ترکیه هم طوری بود که نشان می‌داد شما می‌خواهید بمانید. راستش الان اگر بگویید از رفتن راضی هستید‌، باورش برایمان سخت است.

ببینید، من می‌خواهم بگویم وظیفه رسانه‌ها این است که پشت‌پرده‌ها را برملا کنند تا برخی از واقعیت‌ها رو شود. نباید به خواننده واقعیت‌ها را نگفت. مثلا همان سفر ما به ترکیه زمان آقای عباسی‌ را می‌شد غیر از روایت من، از خود آقای عباسی هم حقیقت داستان را پرسید تا واقعیت‌ها منتشر شود. من با قاطعیت می‌گویم که اصلا نقشی در رفتنم نداشتم. آقای وزیر خواست من و رویانیان به آن سفر برویم. حمید سجادی و رویانیان می‌توانند شهادت بدهند که حتی یک کلمه از وزیر نخواستم تا باعث ‌ماندنم در تیم شود.

* رویانیان می‌گفت وساطت کرده تا شما و وزیر را در آن سفر آشتی دهد.

یا شوخی کرده یا خواسته خودش را مهم جلوه دهد! (‌می‌خندد) من آنجا هیچ حرفی نزدم که وزیر نگهم دارد. من هیچ‌وقت برای ما